سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
نی نی عسلی
نی نی عسلی

چهارشنبه 16 دی 88 ساعت 12:5 عصرخاطرات کودکم

سلام .بعد از مدتها که توی یه وبلاگ دیگه کار می کردم تصمیم گرفتم که وبلاگ خاطرات کودکم رو به همین وبلاگ منتقل کنم . شاید مطالب خیلی فرق کنه و کسی تا به حال اینکارو نکرده باشه .ولی اشکال نداره  انشائ الله خودش بزرگ میشه و ادامه میده .



  • کلمات کلیدی :
  • متن فوق توسط: مامانی نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)
    چهارشنبه 6 آبان 88 ساعت 10:0 صبحهفته سوم زندگیم

    سلام به همگیتون .من تازه اومدم و همه رو غافلگیر کردم تازه زیاد خوب بلد نیستم صحبت کنم . می خوام تواین وبلاگ خاطراتم رو از زمانی که مامانی و بابایی فهمیدند بذارم .امیدوارم بتونم ادامه بدم .


     


                                  


    دوشنبه ?/?/?? بود که مامانی احساسایی از وجود من میکرد . وقتی چک بی بی گذاشت چشاش برق زد باور نمی کرد . اضطراب گرفتش سریع رفت بابا یی رو بیدار کرد .بابایی گفت اینجوری نمیشه باید بری آزمایش بدی .مامانی چون استرس داشت رفت اداره و زنگ زد به خاله سمیه تا ببینه باید چیکار کنه آخه اون تجربه داشت نمی دونست که خاله بفهمه عالم فهمیدن. خلاصله به پیشنهاد خاله سمیه رفت آزمایشگاه (?/?/??) خاتم الانبیاء . خانم منشیه گفت : جواب بعد از ظهر آماده میشه.در همین حین خاله سمیه و خاله زهرا تلفن مامانی و ترکوندند .


     


    بعد از ظهر بابایی و مامانی باهم اومدند جواب بگیرند که مامانی تا اینکه بابا ماشینشو پارک کنه رفت و جواب و گرفت.هوراااااااااااااا


    حالا دیگه من واقعا پیدا شدم .


    خاله سمیه و خاله زهرا واقعا امروز خسته شدند و هزینه زیادی از موبایل پرداخت کردند .همه به مامانی تبریک میگفتد بدون اینکه مامان خودش به کسی گفته باشه .


    مامان فاطمه بعد از ظهر که اومد خونه اومد به مامانی گفت: به به! مسئولیت جدیدت مبارک .بابا محمدم بااینکه خیلی خوشحال بود فقط می خندید و هیچی نمی گفت و لی از برق چشاش می شد بفهمی چه حسی داره . دایی حسین رفته بود ماموریت  اراک وقتی سمیه بهش خبر داد سریع اس ام اس زد و گفت مبارکه حالا ماشین بخرم یا عروسک ؟ قربونش برم که نیومده دردسراش زودتر اومد.


    مامان بزرگ از شب قبل می دونست و لی منتظر بود قطعی بشه تا به مامان تبریک بگه . اومد  بالا و تبریک گفت و بعد هوار تا توصیه و نکته. امروز خیلی طولانی شد تا بعد خداحافظ.


     


     



  • کلمات کلیدی :
  • متن فوق توسط: مامانی نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    درباره خودم
    نی نی عسلی
    مامانی[16]
    توی این عالم فانی که همش روبه فناست به خدا یه دل دارم اونم مال امام رضاست
    آرشیو یادداشت ها
    آخرین نوشته ها [3]
    1/1/86 [8]
    a 1 [3]
    لوگوی دوستان من










    آهنگ وبلاگ من
    اشتراک در خبرنامه